خطايى ، على اكبر
62
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و در زمان كار ورزش نباشد ، و كار آن لشكريان چيست ، شهر و حصار ساختن و محلهها و بازارها و پاسخانهها و عسسخانهها ساختن و ديوانخانهها و يامخانهها ساختن ، و اگر آن شهر تمام شد در همان ايام به سر قلم مردم را به شهر برساختن ، و اگر آن لشكرها كار نداشته باشند چهمقدار كه در شهرها بيكار بودهاند به ورزش روزگار گذرانيدهاند ، آن گروه را بفرستند تا آن مقدار مدت در خندق دور خطاى كار مىكنند . و در هيچ حال خطاييان بيكار نباشند ، و شب و روز از پادشاه و گدا را متعين است به مقسوم ، و از آن ضابطه و ربط در روى زمين هيچكس نشان ندهد در ما - سواى خطاى . بلاتشبيه اگر اهل اسلام شريعت را همچنانكه حق اوست بگيرند بىشك همه ولى شوند به عنايت حق فرد رعيت نوازى و سرلشكرى * نه كارى است بازيچهء سرسرى [ و در همه ممالك خطاى هرروز كار همين است . بلاعذر يك روز ترك نتوانند كرد . ] در پايتخت همهء امرا و لشكرى هر صباح به « 1 » ديوان خاقان چين حاضر شوند [ و حاضر شدن به ميدانگاه در ماسواى پايتخت به منزلهء ديوان خاقان است ، و طريق ديوان خاقان چين در جايش مذكور شود ] و هرگز روزى تعطيل نباشد « 2 » ، و [ در ] هيچ شهرى نباشد كه از پنج هزار و ده هزار [ و بيست هزار و سى هزار و چهل هزار ] تا پنجاه هزار لشكر درو [ حاضر ] نباشد و شب و روز منتظرند كه تا چه فرمايند « 3 » ، [ و اين لشكرها در همهء اين شهرها چنان است كه ] اگر بفرمايند در يك ساعت جمله « 4 » مسلح حاضر شوند « 5 »
--> ( 1 ) - سها : و در خانبالغ هر سحر در ( 2 ) - سها : « و هرگز روزى تعطيل نباشد » ندارد ( 3 ) - سها : « و شب و روز منتظرند كه تا چه فرمايند » ندارد ( 4 ) - سها : همه ( 5 ) - از اينجا ببعد « سها » اختلاف دارد : « و دايما در خدمت حاضرند و زهرهء غيبت ندارند و سير و شكار در قانون ايشان نباشد . »